او همانا آمرزنده مهربان است

 

 

 

و چون کاروان رهسپار شد پدرشان گفت اگر مرا به کم ‏خردى نسبت ندهید بوى یوسف را مى ‏شنوم (94)

 

 

گفتند به خدا سوگند که تو سخت در گمراهى دیرین خود هستى (95)

 

 

پس چون مژده ‏رسان آمد آن [پیراهن] را بر چهره او انداخت پس بینا گردید گفت آیا به شما نگفتم که بى ‏شک من از [عنایت] خدا چیزهایى مى‏دانم که شما نمى ‏دانید (96)

 

 

گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم (97)

 

 

گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى ‏خواهم که او همانا آمرزنده مهربان است (98)

 

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
samir

[دست]وبلاگ زیبایی داری.[دست] [تلفن]به من هم سر بزن[تماس] [دست][تماس][تماس][تماس][تماس] [دست][دست][تماس][تماس][تماس] [دست][دست][دست][تماس][تماس] [دست][دست][دست][دست][تماس]