از او نومید شدند

 

 

پس چون از او نومید شدند رازگویان کنار کشیدند بزرگشان گفت مگر نمى ‏دانید که پدرتان با نام خدا پیمانى استوار از شما گرفته است و قبلا [هم] در باره یوسف تقصیر کردید هرگز از این سرزمین نمى ‏روم تا پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من داورى کند و او بهترین داوران است (80)

 

 

پیش پدرتان بازگردید و بگویید اى پدر پسرت دزدى کرده و ما جز آنچه مى ‏دانیم گواهى نمى ‏دهیم و ما نگهبان غیب نبودیم (81)

 

 

و از [مردم] شهرى که در آن بودیم و کاروانى که در میان آن آمدیم جویا شو و ما قطعا راست مى ‏گوییم (82)

 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید