عاد

 

 

 

و به سوى [قوم] عاد برادرشان هود را [فرستادیم هود] گفت اى قوم من خدا را بپرستید جز او هیچ معبودى براى شما نیست‏ شما فقط دروغ پردازید (50)

 

 

اى قوم من براى این [رسالت] پاداشى از شما درخواست نمى ‏کنم پاداش من جز بر عهده کسى که مرا آفریده است نیست پس آیا نمى ‏اندیشید (51)

 

 

و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید و تبهکارانه روى بر مگردانید (52)

 

 

گفتند اى هود براى ما دلیل روشنى نیاوردى و ما براى سخن تو دست از خدایان خود برنمى ‏داریم و تو را باور نداریم (53)

 

 

[چیزى] جز این نمى ‏گوییم که بعضى از خدایان ما به تو آسیبى رسانده ‏اند گفت من خدا را گواه مى ‏گیرم و شاهد باشید که من از آنچه جز او شریک وى مى ‏گیرید بیزارم (54)

 

 

پس همه شما در کار من نیرنگ کنید و مرا مهلت مدهید (55)

 

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید